رضا رفیع زاده، کارشناس ارشد هوش مصنوعی و رباتیک، عکاس و فیلمساز در یادداشتی نوشت: هوش مصنوعی در سالهای اخیر به یکی از عوامل اثرگذار بر صنعت عکاسی تبدیل شده است؛ تحولی که میتوان آن را ادامه مسیری دانست که از عکاسی آنالوگ و تاریکخانه آغاز شد، با ظهور دوربینهای دیجیتال و نرمافزارهای ویرایش تصویر گسترش یافت و اکنون به ابزارهای هوشمند پردازش و تولید تصویر رسیده است.
در هر مرحله، فناوری بخشی از دشواریهای کار عکاس را کاهش داده است. گذار از نگاتیو به حسگرهای دیجیتال، هزینه و زمان ثبت و ظهور عکس را کمتر کرد. نرمافزارهایی مانند فتوشاپ نیز امکان اصلاح نور و رنگ، ترکیب تصاویر و خلق آثار تصویری تازه را فراهم آوردند. اکنون ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی این فرایندها را سریعتر و در برخی موارد خودکار کرده است.
کاربرد هوش مصنوعی در عکاسی تنها به تولید تصویر محدود نیست. تشخیص چهره و چشم برای فوکوس خودکار، شناسایی سوژه، دنبالکردن آن در قاب، بهبود زوم دیجیتال، محوکردن پسزمینه و اصلاح خودکار عکس، نمونههایی از حضور این فناوری در دوربینها و تلفنهای هوشمندند. در نرمافزارهای ویرایش نیز ابزارهایی برای حذف عناصر ناخواسته، بازسازی عکسهای قدیمی، رنگیکردن تصاویر سیاهوسفید و گسترش یا جایگزینی بخشهایی از تصویر در دسترس قرار گرفتهاند. ابزارهای مولد، از جمله قابلیتهای مبتنی بر دستور متنی، گام دیگری برداشتهاند: کاربر میتواند تصویری تازه بسازد یا بخشهایی از عکس را با محتوایی جدید جایگزین کند.
این امکانات، سرعت و دامنه انتخاب عکاس را افزایش میدهند؛ اما همزمان پرسشهایی جدی درباره اصالت، مالکیت فکری و اعتماد به تصویر مطرح میکنند. هنگامی که یک تصویر میتواند با کمک هوش مصنوعی تغییر کند یا از ابتدا ساخته شود، مخاطب چگونه درمییابد که با سندی از واقعیت روبهروست یا تصویری ساختگی؟ این مسئله بهویژه در عکاسی خبری، مستند و مسابقات عکاسی اهمیت دارد؛ حوزههایی که اعتبار اثر به رابطه آن با واقعیت وابسته است.
ازاینرو، توسعه معیارهای شفاف برای اعلام میزان ویرایش یا استفاده از هوش مصنوعی، نگهداری فایل خام و سوابق ویرایش، و طراحی روشهای معتبر برای بررسی منشأ تصویر اهمیت فزایندهای دارد. ابزارهای تشخیص تصویر مصنوعی میتوانند در این
مسیر کمککننده باشند، اما نباید آنها را راهکاری قطعی و بیخطا دانست؛ تشخیص تصاویر تولیدشده یا دستکاریشده با پیشرفت فناوری پیوسته دشوارتر میشود.
نگرانی دیگر، تأثیر هوش مصنوعی بر فرصتهای شغلی و نقش خلاقیت انسانی است. برخی کارهای تکراری و زمانبر، مانند اصلاح اولیه رنگ و نور یا حذف عناصر مزاحم، بهتدریج خودکار میشوند و تولید تصویر در بعضی حوزههای تبلیغاتی و صنعتی ممکن است دگرگون شود. بااینحال، عکاسی صرفاً مجموعهای از تنظیمات فنی نیست. انتخاب لحظه، سوژه، زاویه دید و معنای تصویر به تجربه، قضاوت و نگاه خلاقانه عکاس وابسته است؛ ویژگیهایی که جایگاه آنها در عکاسی مستند، اجتماعی و طبیعت همچنان تعیینکننده است.
در نهایت، هوش مصنوعی را بهتر است نه پایان عکاسی، بلکه تحولی در ابزارها و شیوههای کار آن بدانیم. ارزش هر تصویر نیز به نوع آن و زمینه استفادهاش بستگی دارد، اما نباید بیآنکه مشخص شود، بهعنوان سندی از رویدادی واقعی عرضه شود. آینده عکاسی به همزیستی مهارت انسانی و فناوری هوشمند وابسته است؛ همزیستیای که موفقیت آن مستلزم حفظ خلاقیت، شفافیت و اعتماد به تصویر خواهد بود.
انتهای پیام/
نظر شما